توضیحات

نام:رضا
نام خانوادگی:رزاقی
نام پدر:؟؟؟
تاریخ وفات:1314/11/24
محل خاکسپاری:ناریان – کامکی لات

لطفاً برای اصلاح / تکمیل اطلاعات از دکمه زیر و یا بخش دیدگاه انتهای صفحه استفاده کنید.

مرحوم رضا رزاقی در چهاردهم بهمن ماه سال ۱۳۱۴ در اثر حادثه سقوط بهمن به دیار حق شتاقت.

ماجرای وفات ایشان و همراهانشان را در ادامه و به نقل از سایت ناریان بخوانید.

به گفته آقایان امامقلی صابری وعلی اشرف رزاقی وخانم سیده عشیرا میرغیاثی وجمعی از پیرمرد های روستایمان وهمچنین به استناد سند مثبته ای که توسط آقای موسی شریف کاظمی(صادقعلی)دراختیارمان قرارگرفت (که تصویرآن درانتهای این مطلب آورده شده).

در قدیم الایام با فرارسیدن فصل پاییز درروستایمان کاربرداشت محصولات کشاورزی وجمع آوری علوفه به پایان می رسیدوفصل سرما از راه می آمد. برخی ازمردان  برای تا مین مخارج زندگی راهی شهرهای شمالی کشورمان می شدند چند ماه به دور از خانواده به کار وتلاش می پرداختند. نزدیک عید به آغوش خانواده برمی گشتند درروزپنجشنبه بیست وششم ذیقعده هزاروسیصدوپنجاه وچهارهجری قمری معادل24/۱۱/1314هجری شمسی ومصادف با13/۲/1336میلادی(هفتادوپنج سال قبل) خانواده های در روستایمان چشم انتظار شوی شان یا مادرانی در انتظار پسر جوان خود یا دختران وپسرانی در انتظارپدر شان بودند . آری زمستانی پر برف وطاقت فرسا  بود زمستانی دراز و طولا نی که این درازا انتظارها را طولانی تر می کرد. هشت مرد ناریانی به نام های :

۱-     مرحوم مشهدی رضا رزاقی پدر مرحوم گلچهره همسر مرحوم حاج ولی صابری

۲-      مرحوم محمد صابری پدر مرحوم احمد و رضا وآقای محمود صابری

۳-     مرحوم رستم صابری برادر مشهدی عقیل واکبر صابری

۴-     مرحوم سید حسن میرغیا ثی پسر مرحوم سید غفاربرادر مرحوم سید یاسین وعلاالدین میرغیاثی

۵-     فتحعلی شریف کاظمی پسر مرحوم قادر علی و عموی مرحوم حاج حاتم شریف کاظمی وآقایان نظام ودلاوروهمت شریف کاظمی

۶-     نظام شریف کاظمی پسر مرحوم قادر علی و عموی مرحوم حاج حاتم شریف کاظمی وآقایان نظام ودلاوروهمت شریف کاظمی

۷-      مرحوم مشهدی اسماعیل شریف کاظمی(پدرمرحوم اصغرشریف کاظمی وهمسرمرحومه عظیمه) تنها بازمانده از حادثه بهمن

۸-     مرحوم حسن شریف کاظمی  پسر مرحوم لطف الله برادرمرحوم رحمت الله وعموی آقایان حسن واسحق شریف کاظمی

۹-      ویک نفراز روستای مجاورناریان(دیزان)

 آنهاپس از چند ماه دوری از خانواده وکار در عباس آباد مازندران از راه کلاردشت راهی ناریان می شوند ویک شب رادر کلار دشت سپری می نمایند واز راه انگوران به سمت موطن خود حرکت می کنند.این کاروان از گردنه ای موسوم به گدوک عبور می کنند. مرحوم مشهدی اسماعیل شریف کاظمی پدر مرحوم اصغر شریف کاظمی یکی ازاعضای این گروه بود بنا به تعریف ایشان که این گروه از ارتفاع گردنه که بعلت بوران دیواری از برف را تشکیل شده بود به پایین پریدند وپس از کمی طی مسافت .به جایی رسیدن که ارتفاع زیاد برف راه را برای این جمع مسدود کرده بود وامکان ریزش بهمن داشت واین گروه را برای مرگ آماده نمود آری این مردان راهی نه به جلو داشتند ونه راهی به عقب اگر جلو می رفتند احتمال سقوط بهمن بود وراهی به برگشت بعلت پریدن از ارتفاع نداشتند. به گفته مرحوم اسماعیل  گروه در تیغ کوه عامل فاجعه گرد هم نشستند . راه را بارها بررسی نمودند پی به خطر راه بردند ومتوجه شدند که این راه آبستن فاجعه ای بس بزرگ است که می تواند این نه مرد را به نیستی بکشاند .در آخر تصمیصم گرفتند تنها راه یعنی ریسک عبور از کانون خطر را بپذیرند بار دیگر گرد هم نشستند این بار نه بخاطر بررسی راه وچگونگی عبور، بلکه بخاطر خداحافظی وطلب بخشش از همدیگر ونوشتن وصیت نامه همه از همدیگر طلب بخشش مینمایند، بله در این جمع آقای نظام شریف کاظمی ظاهراً با سواد بود وطلب کاریها وبدهکاری ها را مکتوب میکند ودر نه کاغذ جداگانه می نویسند وبه همدیگر میگویند هرکه در این جمع سلامت به ناریان رسید این وصیتنامه را به خانواده دیگران برساند وهمچنین سلام های گرم این گروه راکه بعد از ماه ها انتظار خواستند به دیدار خانواده بروند به خانواده ودوستان برسانند .خدا حافظی آخر را مینمایند مشهدی اسماعیل تنها بازمانده این گروه نفر اول حرکت مینماید وبقیه گروه پشت سرایشان نیمه سینه کش کوه را رد کرده بود ند که ناگهان صدای شکستن برف به هوا برخاست مشهدی اسماعیل که از همه جلو تر حرکت مینمود باد حاصله از حرکت کوه برف وی را پیشاپیش بهمن حرکت میدهد وخارج از دره روبرو پرتاب می نماید که این باعث نجات وی میشود واین برف سهمگین هشت نفر باقی مانده را به کام مرگ میکشد در زیر خروارها برف مدفون میشوند . اسماعیل بر اثر شدت ضربه وارد شده بعد مدتی به هوش می آید به عمق حادثه پی می برد متوجه میشود همسفرانش رفتند ووی تنها مانده بود .در این تنهایی تصمیم می گیرد به سمت روستای انگوران برگرددنزدیک تراز ناریان بود که حالا با آمدن بهمن راه برای برگشت باز شده بود  با اندوهی بزرگ به سمت انگوران حرکت مینماید ودر ناامیدی مطلق از مردم روستای انگوران کمک طلب مینماید شاید با این کار خواست دین خود را نسبت به همسفرانش اداء نماید مردم این روستای همسایه ناریان هم حضور در محل حادثه رساندند برف همانند کوهی بزرگ همه را مدفون نموده بود کاری از پیش نمی توانستند ببرند. جوانان روستای انگوران مشهدی اسماعیل که حالا تنها شده بودو همسفرانش به دیار باقی رفته بودند واین سفیر خبر مرگ هشت نفررا تا روستای ناریان همراهی نمودند.کودکان خبر بابا یشان همسران جوان خبر شوی شان مادران خبر جوانان خود را همه وهمه خبر را از اسماعیل می گرفتند همه از مسافران بدون برگشت خود جویا می شدند آری این مرد خبر مرگ سید حسن،نظام،فتحعلی،مشهدی رضا ،مشهدی محمد،رستم، حسن ، را به ناریانی ها میدهد وخانواده این عزیزان به سوگ مینشینند آن سال شدت بارندگی بحدی زیاد بود که این خانواده های معزی برای دیدن جنازه عزیزانشان حداقل باید سه ماه تا زمان گرم شدن هوا صبر میکردند. این سه ماه شاید برای خانواده های داغدار بیشتر سه سال طول کشید به گفته خاله سیده عشیرا میرغیاثی (عروس قادرعلی یعنی همسرمرحوم حضرتقلی) دو برادرشوهر ش را در این حادثه از دست داده بود تعریف می نماید: که در این سه ماه به همراه مادر شوهرش گل ننه هر هفته دو مرحله به محل حادثه میرفتند شاید گل ننه نشانی از جوانان خود بیابد. تمام مردم روستا برای پیدا کردن گمشده ها تلاش میکردند در آن زمان اسماعیل خان صابری پدرمرحوم یحیی وذکریا و..صابری کدخدای ناریان بود به دستور وی عده ای از جوانان چادری در منطقه ای به نام کامکی لات بر پا نمودند وشبانه روز تلاش می کردند تا جنازه ها را بیابند . خاله عشیرا گفت : شب بیست وهشت صفربود(روزچهارشنبه ۲۸ صفر1355هجری قمری معادل24/۲/۱۳۱۵ هجری شمسی و13/۵/۱۹۳۶ میلادی) گل ننه ناامید ازهمه جا به ائمه اطهارروی می آورد درآن شب نذر میکند ونان می پزد وآنرابه عزا دارنی که درمسجدناریان بودند خیرات می کند ودور قبرستان ناریان که مکانی مورد احترام بود چند بار طواف می کند سپس من وگل ننه(مادرشوهرم) بار دیگر به محل فاجعه رفتیم به محض رسیدن به محل مرحوم عبادالله صابری خبرداد که اولین جنازه ( یعنی مرحوم نظام) پیدا شد.  آری نذر گل ننه برآورده میشود به جنازه جوانش می رسد از آن روز به بعد جنازه ها یکی پس از دیگری پیدا میشود به گفته راویان تمام جنازه کاملاً سالم ویخ زده بودند ، بجزجنازه مرحوم مشهدی رضا که پیکرش درقعر دره ودرمحل عبورآب قرارگرفته بودکمی متورم شده بود . بله این مسافران را درپای همان کوه مرگبار (کامکی لات ) دفن نمودند خانواده های این عزیزان چند روزی در کنار مزار عزیزانشان بودند سپس به روستا برگشتند .وسالها در فراق عزیزانشان به سوگ نشستند.

خاله عشیرا نقل کرد: من شاهد بودم که توشه سفر این عزیزان که در کوله ها بود مثل قند ونان و….پس ازگذشت حدود سه ماه کاملاً سالم بودند.

آری اینها مسافرانی بودند که هیچگاه به مقصد نرسیدند مزارشان هنوز درهمان مکان باقی است و کوهنوردان هر گاه از آنجا عبور می کنند یادی از این عزیزان میکنند عمق این فاجعه به حدی زیاد بودکه گذشت زمان نتوانست این اندوه را از دل مردم مهربان ناریان بزداید با هر پیر مرد یا پیر زنی در باره ای حادثه صحبت می کردیم آهی می کشیدند وخدا بیامرزی میگفتند به شرح ماوقع می پرداختند ماهم به نوبه خود در پایان فرصت را مغتنم می شماریم  از خداوند منان طلب آمرزش برای این بزرگوران مینماییم واز خوانندگان گرامی تقاضا مندیم برای شادی روح این عزیزان صلواتی بفرستند وبرایشان طلب آمرزش نمایند .

دستخط مرحوم میرزالطف الله شریف کاظمی

دستخط مرحوم میرزالطف الله شریف کاظمی

درتاریخ پنجم محرم ۱۳۵۵ هجری قمری معادل ۱۳۱۵/۰۱/۰۳ هجری شمسی و22/۳/1396میلادی مرقومه زیر درحاشیه “فردتعزیه” توسط مرحوم میرزالطف الله شریف کاظمی پدرمرحوم رحمت الله شریف کاظمی (پدرمرحوم عزت وآقایان حسن واسحاق شریف کاظمی)نوشته شده ، برای مستند نمودن گفته های فوق مورد استفاده قرارگرفت .